السيد محمد حسين الطهراني
110
معاد شناسى (فارسى)
إنِّى أَشْفَعُ يَوْمَ الْقِيَمَةِ فَأُشَفَّعُ ، وَ يَشْفَعُ عَلِىٌّ فَيُشَفَّعُ ، وَ يَشْفَعُ أَهْلُ بَيْتِى فَيُشَفَّعُونَ ، وَ إنَّ أَدْنَى الْمُؤْمِنِينَ شَفَاعَةً لَيُشَفَّعُ فِى أَرْبَعِينَ مِنْ إخْوَانِهِ كُلٌّ قَدِ اسْتَوْجَبَ النَّار . « 1 » . « من در روز قيامت شفاعت مىكنم و شفاعت من پذيرفته است ، و على شفاعت مىكند و شفاعت او پذيرفته است ، و اهل بيت من شفاعت مىكنند و شفاعت آنان نيز پذيرفته است ؛ و حقّاً كه پستترين مؤمنى كه به او شفاعت داده مىشود ، دربارهء چهل تن از برادرانش شفاعت مىكند ، كه هر يك از آنان مستحقّ آتشند . » صدوق با سند متّصل خود از أنس بن مالك روايت كرده است كه او گفت : قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ وَ سَلَّم : لِكُلِّ نَبِىٍّ دَعْوَةٌ قَدْ دَعَا بِهَا وَ قَدْ سَأَلَ سُؤْلًا ؛ وَ قَدْ خَبَأْتُ دَعْوَتِى لِشَفَاعَتِى لِامَّتِى يَوْمَ الْقِيَمَة . « 2 » « رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم گفتهاند : از براى هر پيامبرى درخواستى است كه به آن درخواست از خدا تمنّائى دارد ، و مسؤول و حاجت خود را سؤال مىنموده است ؛ و من درخواست خود را پنهان كردم تا شفاعت من براى امّت من در روز قيامت بوده باشد . » و صدوق نيز از قَطّان از سُكَّرى از جوهرى از محمّد بن عمار از
--> ( 1 ) « مجمع البيان » طبع صيدا ، مجلّد 1 ، ص 103 و 104 ( 2 ) « خصال » طبع حروفى ، ص 29